برخیز ز جا علمدار
مشک و علم رو بردار
برخیز ز جا علمدار
مشک و علم رو بردار
لب تشنه رفتی و شد
سپاهم بی علمدار
با گریه میکشیدم
عمود خیمه ات را
با گریه میکشیدم
عمود خیمه ات را
یه آه سرد کشیدم
رو خاک سرد صحرا
ماه من در خون فتاده آه و واویلا
کمرم دیکه شکسته اف به این دنیا
رفتی و دارم میمیرم از غمت داداش
من در این صحرا غریبم آه و واویلا
ماهم فتاده در خاک
با جسم پاره پاره
ماهم فتاده در خاک
با جسم پاره پاره
آسمون دل من
شد دیگه بی ستاره
برخیز ز جا دوباره
من چشاتو ببینم
برخیز ز جا دوباره
من چشاتو ببینم
مگه نگفته بودی
من بی حسین میمیرم
ماه من در خون فتاده آه و واویلا
کمرم دیکه شکسته اف به این دنیا
رفتی و دارم میمیرم از غمت داداش
من در این صحرا غریبم آه و واویلا
برخیز ز جا علمدار
مشک و علم رو بردار
برخیز ز جا علمدار
مشک و علم رو بردار
لب تشنه رفتی و شد
سپاهم بی علمدار
با گریه میکشیدم
عمود خیمه ات را
با گریه میکشیدم
عمود خیمه ات را
یه آه سرد کشیدم
رو خاک سرد صحرا
ماه من در خون فتاده آه و واویلا
کمرم دیکه شکسته اف به این دنیا
رفتی و دارم میمیرم از غمت داداش
من در این صحرا غریبم آه و واویلا
ماهم فتاده در خاک
با جسم پاره پاره
ماهم فتاده در خاک
با جسم پاره پاره
آسمون دل من
شد دیگه بی ستاره
برخیز ز جا دوباره
من چشاتو ببینم
برخیز ز جا دوباره
من چشاتو ببینم
مگه نگفته بودی
من بی حسین میمیرم
ماه من در خون فتاده آه و واویلا
کمرم دیکه شکسته اف به این دنیا
رفتی و دارم میمیرم از غمت داداش
من در این صحرا غریبم آه و واویلا
دیدگاه خود را بنویسید